روش ساخت مدار مجتمع
یک مهندس الکترونیک حالا هر گرایشی باید بدونه قطعات الکترونیک و ic و مدار مجتمع چطوری ساخته میشه.
ممکن است تصور شود که ساخت مدارهای مجتمع ، شامل تعداد زیادی قطعه بهم متصل شده روی یک بستر Si از جنبه فنی و اقتصادی مخاطره آمیز باشد، در حالی که روشهای نوین امکان انجام اینکار را بصورت مطمئن و نسبتا کم هزینه فراهم ساخته است. در بیشتر مواقع یک مدار کامل روی تراشه Si را میتوان بسیار ارزانتر و مطمئنتر از یک مدار مشابه با استفاده از قطعات مجزا تولید کرد. دلیل اصلی این امر امکان ساخت صدها مدار مشابه بطور همزمان روی پولک Si است که این فرآیند تولید گروهی Batch Fabrication نامیده میشود. این مدارها که بطور کامل روی یک تراشه نیم رسانا قرار میگیرند مدارهای یکپارچه نامیده میشوند.
واژه یکپارچه از لحاظ ادبی که به معنای تک سنگی بوده و به مفهوم آن است که کل مدار در یک قطعه واحد از نیم رسانا جا داده شده است. مهمترین عنصر تکنولوژی IC تراشه یکپارچه است که میتواند دارای هزاران یا میلیونها ترانزیستور منفرد باشد، این مدارها روی پولک Si به قطر 6 یا 8 اینچ ساخته میشوند. پس این مدارها با استفاده از زدایش انتخابی ، برش یا خراش توسط تیغه الماسی یا لیزر و شکستن آن به مربعها یا مستطیلهای کوچک از مدارهای منفرد تفکیک میشود و پس از آن هر مدار روی یک بستر مناسب نصب شده و اتصال زنی و بسته بندی انجام میگیرد.
فرآیند ساخت
نقاب گذاری و آلایش انتخابی
هدف از فرآیند ساخت ، آلایش انتخابی نواحی معین از نیم رسانا و اتصال مناسب عناصر بدست آمده بوسیله یک الگوی فلز کاری است. با منظور کردن مراحل اکسایش ، تعداد عملیات بکار رفته در ساخت یک مدار میتواند کاملا زیاد باشد به عنوان مثال ترانزیستور نفوذ داده شده را در نظر میگیریم، مراحل اساسی عبارتند از:
رشد لایه اکسید اول
بازکردن یک پنجره در SiO2 برای نفوذ بیس
انجام نفوذ بر
رشد یک لایه اکسید دوم
باز کردن یک پنجره برای نفوذ امیتر
انجام نفوذ فسفر
رشد یک لایه اکسید سوم
باز کردن پنجرههایی برای اتصالات بیس و امیتر
تبخیر Al روی سطح
برداشتن Al بجز در الگوهای فلز کاری مورد نظر
در این مثال ساده دو مرحله اکسایش ، دو نفوذ و یک فلز کاری بکار رفته است. تعداد نقابهای لازم 4 عدد است، دو تا برای نفوذ ، یکی برای پنجرههای اتصالات و یکی برای تعریف فلز کاری. برای مدارهای مجتمع مراحل خیلی بیشتر و در نتیجه نقابهای خیلی زیادی لازم است. نکته مهم کاهش ابعاد هر مدار و استفاده از پولکهای بزرگ به منظور افزایش تعداد قطعات قابل استفاده از تولید گروهی است. مفهوم این امر این است که نقابهای مختلف باید بسیار دقیق بوده و در طی هر مرحله لیتوگرافی نوری بخوبی همراستا شوند.
در حالت کلی یک نسخه دقیق از الگوی مورد نظر برای یکی از مراحل نقاب گذاری ، برای عضوی از آرایه مدارها تهیه میشود. این نسخه اولیه عکسبرداری شده و ابعاد آن کاهش مییابد. سپس یک دوربین با تکرار مرحلهای برای عکسبرداری از الگوی کوچک شده و انجام کوچک سازی نهایی مورد استفاده قرار گرفته و این روند را برای هر مستطیل در آرایه نهایی که میتواند دارای صدها الگوی مشابه باشد تکرار میکند. آرایه الگوی نهایی روی یک نقاب شیشهای چاپ شده و این نقاب در مرحله لیتوگرافی روی پولک Si قرار داده میشود
لیتوگرافی خط - ریز Fine - Line Lithography
تلاش در جهت جا دادن چگالی عملیاتی مدام در حال افزایش روی یک تراشه Si اشتیاق شدیدی برای هر چه کوچکتر ساختن اجزاء مدار بوجود آورده است. شرایط بدعت و مصرف توان نیز طراحان را به استفاده از ابعاد کوچکتر متمایل میکند. لیتوگرافی نوری عامل محدود کننده فرآیند کاهش ابعاد است، اگر از نور فرابنفش برای تاباندن به لایه حساس به نور از طریق یک نقاب استفاده شود. حداقل پهنای خطوط در نهایت به دلیل آثار تفرقی یا پراش به چند طول موج محدود میشود.
برای مثال برای یک ماوراء بنفش به طول موج 0.35 میکرو متر نباید انتظار داشت که پهنای خطوط کمتر از حدود 1 میکرو متر باشد. بدیهی است که برای ابعاد هندسی زیر میکرونی لازم است که طول موجهای کوتاهتر به لایه حساس نور تابانده شود. بنابه قضیه دوبروی که طول موج یک ذره بطور معکوس با ممان تغییر میکند پس برای دستیابی به طول موجهای کوتاهتر باید ذرات سنگینتر یا فوتونهای پر انرژی در نظر گرفته شود. لکترونها ، یونها یا پروتوهای ایکس بهترین مورد در این خصوص هستند.
عایق سازی Isolon ati
یک مرحله مهم در فرآیند ساخت مدار مجتمع ایجاد عایق الکتریکی بین عناصر مدار است، اگر ترانزیستور دو قطبی روی یک تراشه ساخته میشود تمام نواحی کلکتور مشترک میبودند پس لازم است که بیشتر عناصر عایق سازی شده و سپس توسط الگوهای فلز کاری به یکدیگر متصل شوند. مثلا برای ترانزیستور n - p - n یک روش عایق سازی ، نفوذ الگویی از خندقهای نوع p در یک لایه رونشستی نوع n واقع در بستر از نوع p است. بستر نوع p پشتیبانی مکانیکی ساختار را بر عهده دارد و به همراه الگوی نفوذی نوع p نواحی عایق شده برای ماده نوع n را تعریف میکند.
چون هر قطعه را میتوان در جزیرهای از نوع n قرار داد، با نگه داشتن ماده بستر نوع p در منفیترین پتانسیل موجود در مدار ، عایق سازی خوبی بدست خواهد آمد. یک عیب این روش ظرفیت ذاتی موجود در پیوند نهایی عایق ساز p - n است. ظرفیت ایجاد شده بین دیوارههای جانبی ناحیه n و پیوندهای نفوذ داده شده را میتوان با استفاده از ترکیبهای مختلف عایق اکسیدی حذف کرد.
یک طرح عایق سازی که بویژه برای مدارهای با چگالی بالا مفید است در برگیرنده تشکیل چالههای نسبتا عمیق و پر کردن آن با پلی سیلیسیوم است. در این فرآیند یک لایه نیترید الگوسازی شده و به عنوان نقاب برای زدایش ناهمسانگرد سیلیسیوم به منظور تشکیل چاله بکار میرود. اکسایش داخل چاله تشکیل یک لایه عایق داده و بعد از آن با استفاده از روش نشست بخار شیمیایی چاله از پلی سیلیسیوم پر میشود
ساخت مقاومتها و خازنها بیرون از تراشه Si [i][u]
فرآیند لایه ضخیم
مقاومتها و الگوهای اتصالات داخلی روی یک بستر سرامیکی به روش سیلک اسکرین Silk Screen__ (نوعی سیستم چاپ که در آن روی چهار چوبی پارچه مخصوص توری کشیده میشود و طرح مورد نظر روی این پارچه پیاده میشود و با عبور رنگ در سوراخهای باز و بسته توری نقش دلخواه روی هر چه که بخواهیم چاپ میشوند) چاپ میشوند خمیرهای مقاومتی و هدایتی متشکل از پودرهای فلزی در شکل سازمان یافته روی بستر چاپ شده و در یک اجاق حرارت داده میشوند.
فرآیند لایه نازک
از دقت و کوچک سازی بیشتری برخوردار بوده و عموما در جایی که فضا اهمیت دارد ترجیح داده میشود الگوهای اتصال بندی و مقاومتهای لایه نازک را میتوان به روش خلا روی یک بستر سرامیکی شیشهای یا لعابی نشاند. لایههای مقاومتی معمولا از جنس تانتالیوم یا سایر فلزات مقاومتی بوده و رساناها نیز غالبا آلومینیوم یا طلا هستند.
مزایای مدارات مجتمع
معایب ناشی از اتصال لحیم کاری شده در مدارهای با قطعات مجزا به میزان بسیار زیادی کاهش مییابد.
بسیاری از عملیات مداری را میتوان در یک فضای کوچک جا داد، امکان بکار گیری تجهیزات الکترونیکی پیچیده در بسیاری از کاربردها که در آنها وزن و فضا اهمیت حیاتی دارد، نظیر وسایل نقلیه هوایی و فضایی وجود خواهد داشت.
زمان پاسخ و سرعت انتقال سیگنال بین مدارها
درصد قطعات مفید که در فرآیند تولید گروهی حاصل میشود، معمولا بر اثر وجود نقصهایی در پولک Si یا در مراحل ساخت قطعات معیوب نیز بوجود میآید.



شکارچی بنلادن کیست؟
هواپیمای RQ-170 از مدرنترین پهپادهای ارتش آمریکاست که طراحی آن شبیه به جنگنده بمب افکن های رادار گریز میباشد و از سال 2009 به صورت رسمی شروع به کار کرده است.

این هواپیمای جاسوسی باتوجه قابلیتهای جاسوسی آن صرفا در اختیار سازمان سیا قرار گرفته است.
RQ-170 دارای رادارهای فوق پیشرفته با قابلیت کنترل از راه دور است که از آمریکا هم قابل هدایت میباشد .این هواپیما موقع برخاستن از باند وزنی بالغ بر3850 کیلوگرم دارد و با هر بار سوختگیری تا 1500 کیلومتر پرواز میکند.
قدرت تصویربرداری با لنزهای پیشرفته و همچنین قابلیت استراق سمع بالا میباشد. این هواپیما مجهز به دوربینها و سنسورهای بسیار پیشرفته میباشد. این سنسورها در هر نقطه ضمن امکان شنود و ضبط مکالمات در گستره وسیع، امکان تشخیص موادا رادیو اکتیو را نیز دارد.
"جانور قندهار" (صفت این هواپیما) در صورت بروز خطر و برای جلوگیری از فاش شدن اطلاعاتش بطور اتوماتیک منفجر میشود.
همچنین گفته می شود سازمان جاسوسی سیا برای پیدا کردن محل اختفای اسامه بن لادن نیز از RQ-170 استفاده کرده است.
موتورهای بسیار پیشرفته آن است که عملا به آن امکان می دهد به جای چند ساعت، چند روز در در هوا باقی بماند. جان پایک از اندیشکده گلوبال سکیوریتی در این باره به لولیتا سی بالدور گزارشگر آسوشیتدپرس از واشینگتن رد روز 15 آذر 1390 گفته است: «کلید موفقیت آمریکا در مورد هواپیماهای رادارگریز، موتورهای کم مصرف آنها است که به آنها امکان می دهد به جای چندین ساعت، روزها در هوا بمانند».
این هواپیما می تواند مجموعه ارتباط رادیویی با سیم و بی سیم در اطراف منطقه پروازی خود را تا شعاعی بزرگ شنود کند و دوم اینکه قادر است در منطقه پروازی خود در صورت لزوم اختلالات الکترونیکی وسیع ایجاد نماید.
هواپیمای بدون سرنشین RQ170 استقرار رادارهای فوق پیشرفته «سار» بر روی آن است که هیچ نمونه مشابهی در جهان ندارد. منابع غربی نام این رادار را AESA ذکر کرده اند
این هواپیما مربوط به دوربین ها، لنزها و سنسورهای نصب شده بر روی آن است که به آن یک توانایی منحصر بفرد تصویر برداری جاسوسی می دهد. این دوربین ها دارای توان تصویر برداری با وضوح بسیار بالا در هر شرایط جوی و همچنین دارای قدرت تفکیک منحصر بفرد هستند.
![]()
امیدوارم حالتون خوب باشه.من خوب بلد نیستم وبلاگ طراحی کنم.اما خواهش میکنم مطالب رو تا اخر بخونین حتما شگفت زده میشین شک نکنین.مخصوصا به عناوین ارشیو شده در لیست کل یادداشت های این وبلاگ ,سر بزنین.مرسی.
قانون یقین و راز در زندگی
وقتی بھ چیزی فکر می کنی ، چھ آن چیز را بخواھی و چھ نخواھی ، ھمین فکر کردن وھمین تمرکزکردن روی آن چیز باعث می شود کھ بلافاصلھ در بخشی از کائنات آن چیز واقعی شود!این یعنی ما انسان ھا در درونمان از یک قابلیتی برخورداریم بھ نام قدرت تبدیل فکر و نیت بھ اشیا و اتفاقای حقیقی و واقعی و فیزیکی!
کل ھستی و کائنات از جنس ارتعاش و حساس بھ ارتعاش است و ما وقتی چیزی را تجسم می کنیم در واقعی ارتعاشی خاص و ویژه آن چیز را در درون دلمان تولید می کنیم کھ این ارتعاش برای کائنات قابل فھم و درک است. جالب اینجاست کھ در قانون جذب بھ چشم و گوش و بینی و زبان و پوست بھ عنوان حس گر یا سنسور ارتعاش سنج نگاه می شود و گفتھ می شود کھ بھ غیر از این حواس پنجگانھ ما یک حس دیگر ھم داریم بھ نام " شور و ھیجان و احساس درونی" کھ
می شود حس ششم ما و بھ کمک آن می توانیم بفھمیم چقدر با ھستی و کائنات ھم ارتعاش و ھمصدا و ھمنوا و ھم آھنگ ھستیم.
یعنی اگر می خواھیم ببینیم ارتعاشی کھ الان در وجودمان حاکم است با ارتعاشات ھمیشھ خیر و مثبت کائنات ھم آھنگ و ھم فرکانس و ھم نواست کافی است بھ دلمان مراجعھ کنیم. اگر دل آشفتھ و دل نگران و دلسرد و ناامید بودیم باید بدانیم مشکلی وجود دارد. اما اگر دل آرام و دل شاد و دل آسوده بودیم باید بدانیم کھ تمام دریچھ ھای مابین ما و کائنات باز ھستند و جریان حیاتی ھستی و لطف و فیض خالق کائنات در درون وجود ما در گردش است و در نتیجھ ھر چھ نیت کنیم فی الفور اجابتش را می توانیم بھ عینھ و با تمام وجود خود نظاره گرباشیم
ھمانا با یاد خدا دل ھا آرام می شود.
قانون جذب می گوید:" ھر فکری کھ در ذھن ما تولید می شود یک ارتعاش
تولید می کند. این ارتعاش اگر بھ مدت کافی در ذھن حفظ شود دامنھ اش آنقدر زیاد می شود کھ می تواند از مرز آستانھ قابل قبولی عبور کند و توسط کائنات جدی قلمداد شود. کائنات بلافاصلھ مشابھ این ارتعاش را تولید می کند و چون در کائنات ھر ارتعاش معادل یک واقعیت است در نتیجھ چیزی فیزیکی در ھستی برای این ارتعاش بلافاصلھ ایجاد می شود. در این مرحلھ فکر ما کھ ماھیتی ذھنی و غیر مادی دارد بھ یک واقعیت تبدیل شده است. حال باید این فکر واقعی شده مقابل ما ظاھر شود تا ما بتوانیم واقعی شده آن را بھ چشم ببینیم و از داشتن و حضور درکنار آن لذت ببریم. اینجاست کھ باید بھ کائنات فرصت دھیم آن واقعیت را با یک تاخیر زمانی بھ ما برساند . در تمام این مدت ما باید ارتعاش یکدست و یکپارچھ و خالص خود را بھ صورت فکر و نیتی ثابت و ماندگار در وجود خود حفظ کنیم و حتی لحظھ ای اجازه ندھیم فکری متضاد و مخالف با آن در وجود ما شکل بگیرد. چرا کھ بھ محض اینکھ یک فکر مخالف وارد ذھن ما شد فورا ارتعاش مربوط بھ خود را تولید و ارسال می کند و بھ کائنات دستور جدیدی می دھد کھ چھ بسا با دستور قبلی کاملا متضاد باشد. در قانون جذب بھ شدت روی این نکتھ تکیھ می شود کھ ما چیزی بھ نام دفع
ارتعاش نداریم. یعنی در قانون جذب چیزی بھ نام "نھ" و علامت نفی نداریم. بھ
محض اینکھ سمت نگاه دل ما متوجھ چیزی شد و آن چیز توانست توجھ و دقت ما را بھ خود جذب کند، حتی اگر آن چیز مورد علاقھ و خواست ما ھم نباشد ، اما بلافاصلھ در وجود ما ارتعاش مربوط بھ آن تولید و بھ کائنات گسیل می شود.
مثلا وقتی بگوئیم:"من ثروت و راحتی و رفاه می خواھم!" ارتعاش مربوط بھ
فراھم ساختن شرایط ثروتمندی و توانگری برای ما در کائنات شکل می گیرد . اما اگر بگوئیم: " من فقر وبدھی را دوست ندارم! و اص لاّ نمی خواھم دچار
ورشکستگی و کسر پول شوم!" با وجودی کھ گمان می کنیم مشغول "نھ گفتن"
ھستیم اما در حقیقت با توجھ کردن بھ موضوع فقروبدھی و ورشکستگی و نداری باعث می شویم کھ این چیزھایی کھ اصلا مورد علاقھ ما نیستند در کانون توجھ ما قرار بگیرند و ارتعاش مربوط بھ خود را از طریق وجود ما بھ سمت کائنات ارسال دارند. اگر خوب توجھ کنیم می بینیم کھ ما ندانستھ با روی گرداندن و نظاره صحنھ ھای منفی و نامناسب ، بھ واقع مشغول وارد سازی این منفی ھا بھ زندگی خود ھستیم و اگر ھشیار باشیم و ندای درونی دلمان گوش دھیم و بر قلبمان مھر نخورده باشد ، بلافاصلھ از حالت درونی نامناسب و مضطرب و پریشانمان باید فوری متوجھ شویم کھ داریم مسیر اشتباه را طی می کنیم و توجھ خود را بھ سمت نامناسب ھا چرخانده ایم.
اینکھ ملاک و مھم نیت درونی ما و سمت نگاه دل ماست نھ چیزی کھ بر زبان می آوریم و این نکتھ مھم کھ ارتعاشات درونی ما بھ سمت کائنات فقط بر اساس چیزی کھ توجھ و دقت خود را معطوف آن کرده ایم تولید می شوند. نکتھ بسیار مھم و در عین حال سودمندی است کھ بھ کمک آن می توانیم با جابجایی آگاھانھ و دانستھ و عمدی سمت توجھ دل و فکر و ذھن و روحمان بھ سوی چیزھایی کھ می خواھیم ، در زندگی خود چیزھایی خلق کنیم و محیطی بسازیم کھ باب طبع دلمان باشد و باعث لذت و آرامش و شادی باطنی خود و اطرافیانمان شود. اینکھ قانون جذب بر اساس ارتعاش تولیدی در اعماق وجود ما کار می کند و
کاری بھ شکل و شیوه تولید این ارتعاش ندارد برای ما بھ عنوان " خالق زندگی
خودمان " یک خبر فوق العاده خوب است. بر اساس این خاصیت ما می توانیم
ارتعاش مورد نظر خودمان را از طریق تجسم و تصویر سازی ذھنی تولید کنیم و بھ جای اینکھ خودمان را در شرایط واقعی قرار دھیم با تجسم شرایط دلخواه خودمان و شناور شدن کامل در آن شرایط تجسمی در درون خودمان امواج مربوط بھ آن شرایط را ایجاد کنیم و در نتیجھ نقشھ دقیق و کامل چیزھایی کھ می خواھیم را از طریق ارتعاشات یکدست و خالص و بدون وجود ناخالصی ھای تجربیات واقعی بھ کائنات منتقل کنیم. ھمچنین با کمک کلمات مناسب و حساب شده و ھدایت شده می توانیم جملاتی را در طول شبانھ روز بر زبان آوریم کھ بھ ھیچ وجھ باعث نشوند موارد ناخواستھ و منفی در کانون توجھ ما قرار بگیرند و بدون خواست ما برای خودشان ارتعاش تولید کنند. ھمچنین ما می توانیم خودمان را در فعالیت ھایی درگیر کنیم کھ با انجام رفتارھایی خاص بدنمان قبول کند کھ در حال تجربھ شرایط خاص و مورد علاقھ خود است و بھ طور مستقیم با درگیر ساختن تمام وجود فیزیکی خود در بازی ھا و فعالیت ھایی " خوش ارتعاش و با نوساناتی مطلوب" ، ارتعاشاتی یکدست و
یکپارچھ و خالص و ماندگار و پایدار را بھ سمت کائنات ارسال کنیم.
باور کنیم و یقین داشتھ باشیم کھ بالاخره دیر یا زود حتما و مطمئنا بھ چیزی کھ می خواھیم می رسیم. ھم در سطح خودآگاه و ھم در سطح ضمیر ناخودآگاه باید این باور و یقین رسیدن بھ مقصود و مقصد را باید جا بیاندازیم. 5- برای رسیدن بھ چیزی کھ می خواھیم کاری انجام دھیم. حتی اگر اینکار یک تلاش کوچک چند دقیقھ ای در طول روز باشد. باید بتوانیم در تصور و خیال خودمان را ببینیم کھ بھ مطلوبمان رسیده ایم. بھ جزئیات نباشد نباید کاری داشتھ باشیم و بھ اینکھ کائنات چگونھ می خواھد مشکلات سرراه را بردارد و ما را بھ وصال برساند. بلکھ برعکس باید سعی کنیم خودمان را در حال لذت بردن از چیزی کھ بالاخره روزی بھ آن خواھیم رسید ببینیم.شک نداشتھ باشیم کھ سرانجام یک روزی و در یک جایی و یک جورایی ما بھ خواستھ آرمانی مان می رسیم وچیزی کھ تقاضا کرده ایم را دریافت می کنیم. خودمان را در حال داشتن آن چیز و لذت بردن از آن ھر روز در تصوراتمان ببینیم و در این تصور زیبا خود را شناور سازیم. 6- سپاسگذار باشیم. ھمیشھ باید از خدا و خالق ھستی تشکر کنیم و مھم این است کھ این سپاس و تشکر زبانی نباشد و در اعماق قلب و دلمان ھم این سپاسگذاری را باید حس کنیم. قدرتمند ترین دعایی کھ می بایست ھر روز دلمان را بلرزاند باید ھمین دو کلمھ " خدایا متشکرم." باشد. وقتی این کلمات را در دل خود می
گردانید سعی کنید آنھا را واقعا و با تمام وجود احساس کنید. جوری تشکر کنید کھ انگار قبلا دریافت کرده اید و غرق در شکر و سپاس از درگاه خالق کائنات ھستید
امیدوار و منتظر و چشم بھ راه باشید. خودتان را طوری آماده کنید کھ ھمیشھ در حالت یک نوع انتظار زیبا و یک جور چشم انتظاری توام با ذوق و شادی فراوان باشید. راھی پیدا کنید کھ این انتظار توام با شوق در زندگی شما ھم نشان داده شود. و شما بھ طور دائم و مستمر لحظھ ای ھم از تصور وصال و رسیدن غافل نشوید. شاید کسی چیزی کھ می خواھید را بھ شما بدھد و شاید ھم شما راھی برای رساندن خودتان بھ چیزی کھ طلب می کنید پیدا کنید. مھم این است کھ مطمئن باشید و منتظر باشید تا لحظھ وصال اتفاق بیافتد.
فصل چھارم: چگونھ قانون جذب را در زندگی خودمان عملیاتی و اجرایی کنیم؟
برای اینکھ قانون جذب را با تمام پوست و گوشت و استخوانمان بفھمیم باید بھ سراغ سنجش گر و حسگر قانون جذب در وجود انسان یعنی دل یا ھمان حس ششم احساسی برویم. ھر چھ دل ناخوش تر باشد این نشان دھنده وجود اختلاف و تفاوت بین ارتعاش خیر کیھانی و کائنات با ارتعاش فعال در وجود ماست. ھر چھ دل شاد تر و خوش تر و با نشاط تر باشد این نشانگر ھمنوایی و ھم سازی و ھم آھنگی ارتعاش دل ما با ارتعاش کائنات است. ما وقتی بتوانیم بھ دلی آرام و مطمئن دست یابیم آنگاه ھمھ مقدمات و لوازم مورد نیاز برای اجرای صحیح قانون جذب در وجودمان مھیا شده است. یعنی فقط وقتی دریای دل آرام است می تواند انعکاس عکس زیبا و جذاب ملکوت آسمان ھا و کائنات را در خود منعکس سازد. تمام روش ھایی کھ در این جا گفتھ می شود مجموعھ کارھایی است کھ ما باید انجام دھیم تا اولا موانع موجود در فکر و ذھن و اعماق باورھای خود را از سرراه اجرای صحیح قانون جذب برداریم و ثانیا بتوانیم بھ دلی دائما آرام و با ثبات دست یابیم کھ بتوانیم ارتعاشی مستمر و دائمی را ھم نوسان و ھم آوا با آھنگ جمعی کائنات در وجود خودمان تجربھ کنیم. بیائید با ھم روش ھای عملیاتی کردن قانون جذب در وجودمان را مرور کنیم:
قانون جذب یک قانون تک نفره است! برخلاف این تصور کھ بھ کمک قانون جذب می توانیم روی دیگران تاثیر گذاریم و مسیر زندگی آنھا را بھ راه آرمانی خودمان تغییر دھیم ، باید بگویم کھ واقعیت چیز دیگری است و کاربرد این قانون معنوی قدرتمند در انحصار شخصی است کھ آن را بھ کار می گیرد و اگر اطرافیان خودشان نخواھند ھیچ تاثیر مستقیمی روی زندگی آنھا نخواھد داشت.خبر ناامید کننده ای است ، اینطور نیست؟ مثلا خیلی از ماھا آرزو داریم کھ بھ کمک قانون جذب برای فرزندان خودمان زندگی خوبی فراھم کنیم. مثلا می خواھیم تیزھوشترین کودک در بین ھم سن و سال ھای خودشان باشند. در گروه ھایی کھ حضور می یابند شاخص ترین و برجستھ ترین عضو گروه باشند. ھمیشھ بھ بھترین امکانات و جایگاه ھا دست یابند. آدم ھای منفی و اشخاص نامثبت در اطراف آنھا حضور نیابند و اگر ھم برحسب اتفاق مجبور شدند بین عده ای آدم منفی کار کنند، تمام ترفندھا و شگردھای زمان خود برای مدیریت و کنترل اوضاع و حرکت بھ سمت بھینھ ترین رفتارھا را در اختیار داشتھ باشند. ما از قانون جذب می خواھیم کھ ھمھ این ھا را برای فرزندانمان فراھم کند. با جان و دل ھم این آرزو را بھ سمت کائنات می فرستیم. اما با کمال حیرت می بینیم کھ چنین اتفاقی رخ نمی دھد! مثلا رفتارھای فرزند زیاد جالب و خوشایند نیست. دوستان و رفقایی کھ گرد خودش جمع می کند، از لحاظ شاخص ھای اجتماعی جزو افراد مثبت و خوشبخت نیستند. پرخاشگر و ناراحت است و در امور تحصیلی و یادگیری مھارت ھای اجتماعی و فنون شغلی ناشکیب و ضعیف است. طوری رفتار می کند کھ در گروه ھایی کھ فعال است جزو افراد کمتر از عادی ارزیابی می شود و خلاصھ آن نابغھ و فرزند بی نظیری نیست کھ ما ھمیشھ در آرزوھای خود از کاینات و از قانون جذب طلب می کردیم. خوب اشتباه کار کجاست؟ قانون جذب یک قانون معنوی است کھ کار ھم می کند. قانون معنوی یعنی قانونی کھ ھم بر عالم فیزیک و ھم متافیزیک حاکم است و بر روح و ماده ھر دو جاری می شود. قانون جذب را وقتی برای خودمان بھ کار می بریم بھ خوبی جواب می دھد. یعنی وقتی چیزی را در ساکت ترین لحظھ ذھنمان از تھ دلمان طلب می کنیم و بھ صورت یک نیت و قصد قدرتمند بھ سمت کائنات ارسال می کنیم و برای رسیدن بھ آن پافشاری می کنیم و بیست و چھار ساعتھ بھ در و دیوار چشم می دوزیم و مطمئنیم کھ دیر یا زود باید نشانھ ای از اجابت آن آرزو برما ظاھر شود. خوب می بینیم کھ قانون جذب عمل می کند و آرزوی ما را در کمترین زمان ممکن کیھانی ، یعنی مناسب ترین و بھینھ ترین زمان ممکن در زندگی ما ، برای ما محقق و واقعی می سازد. خوب این را ھمھ ما بھ خوبی در زندگی شخصی و انفرادی خود می توانیم بھ وضوح درستی کارکردش را ببینیم و با تمام حواس درونی خود آن را درک کنیم. پس چرا ھمین قانونی کھ برای اشخاص و افراد بھ صورت تکی وانفرادی عمل می کند. وقتی برای بھبود وضع دیگران و برآوردن آرزوی بقیھ استفاده می شود کار نمی کند و یا بھ زبان بھتر ھمیشھ درست کار می کند و بعضی مواقع جواب برعکس می دھد؟ یعنی چرا بعضی مو اقع پسر نوح پیامبر ھمھ خاندان و اصالتش را گم می کند و بھ سمتی دیگر گرایش می یابد و چرا بعضی مواقع حلال زاده با وجود شباھت بھ
دایی از لحاظ رفتاری بھ دایی خوب و مثبتش نمی رود و حرکات ناشایست از
خودش نشان می دھد؟ چرا با وجودی کھ بھترین شرایط را برای فرزند فراھم می
کنیم باز ھم بعضی مواقع او مسیر ناخوشایند دیگری برای تجربھ زندگی برای
خود انتخاب می کند؟ چرا باوجودی کھ ھمھ ما و ھمھ عالم می دانند کھ اعتیاد بھ
مواد مخدر از ھر نوع آن خطرناک و ضرر آور است باز ھم بعضی از نزدیکان
و عزیزان انسان بھ آن سمت می روند و خانواده ای را خجل و سرافکنده می
سازند؟ پس قانون جذب چرا این مواقع کار نمی کند؟
جواب این سوال بسیار ساده است! قانون جذب یک قانون تکی و انفرادی است.
یعنی فقط برای خود شخص کاربرد دارد.حتی برای خود شخص ھم تا زمانی
کاربرد دارد کھ فرد بتواند افکار و احساساتش را تحت کنترل خود بگیرد و اجازه
ندھد سنگ ھای افکار اضافی سطح آرام دریاچھ ذھنش را پرتلاطم سازند و مانع
از انعکاس آرزوی درونی اش در دریاچھ دلش شوند. زیبایی قانون جذب ھم
ھمین است. ھرکسی در درون خودش چراغی جادویی دارد و از این چراغ یک
غول مخصوص بھ او بیرون می آید. غولی کھ می گوید ای صاحب چراغ، تو
خلیفھ خدا بر زمین ھستی ھر چھ می خواھی آرزو کن. بھ تعداد انسان ھای روی
زمین چنین چراغ جادویی در اعماق باطن آن انسان قرار داده شده است. اما اینکھ
من و تو بتوانیم دست خودمان را بھ سمت دل و قلب فرد کناری مان دراز کنیم و
غول چراغ جادویی او را بیدار کنیم و بھ کار بگیریم. متاسفانھ قانون جذب اجازه
چنین کاری بھ ما نمی دھد.
بنابراین اگر فرزند ناخلف در میان خانواده ای ظاھر می شود ، اگر عزیز و
دوست و ھمراه و ھمکاری بھ اعتیاد یا رفتار ناپسند و ناھنجار دیگری دست می
زند، اگر با وجود مشخص بودن و تمیز بودن و پر نور بودن باند فرودگاه ھای
خوشبختی ، دوستان و عزیزان ما ترجیح می دھند ھواپیمای زندگی خود را در
کویر ھای پر سنگ و چالھ فراھم آورند. باید دانست کھ قانون جذب دارد درست
کار می کند.
ھر کس خلبان ھواپیمای وجود خودش است. اگر کسی در کویر پر سنگ و گودال
ھواپیمایش را بھ زمین می کوبد او خودش اینطور خلبانی کرده و این مسیر را
انتخاب نموده است. خوب قانون جذب ھم بھ انتخاب و مسیر او احترام گذاشتھ و
او را ھمانجایی برده کھ طلبیده است! یعنی بھ دل کویری سنگلاخ! قانون جذب
کاری ندارد کھ این خلبان ناشی عزیز و محبوب فرد پاکدامن و درستکاری ھست
یا نھ! او بھ انتخاب اشخاص کار دارد نھ بھ انتظارات و آرزوھا و توقعات و
اطرافیان او. بھ ھمین دلیل است کھ می توان بھ قانون جذب اطمینان کرد و آن را
باور نمود و بھ درستی آن یقین داشت.
آنھا کھ در واقع با انکار قانون جذب و بھ بیان ساده تر با انکار خلبانی افراد سعی
می کنند ھمھ ھواپیماھای عزیزان و اطرافیان خود را در ھمان فرودگاھی فرود
بیاورند کھ خودشان درست می پندارند ، دیر یازود متوجھ می شوند کھ ھر
ھواپیمایی دارد ساز خود را می زند و فرودگاھی کھ برای فرودبھترین ھواپیماھا
تدارک دیده شده است بھ یک بیابان سنگلاخی تبدیل شده است. قضیھ خیلی ساده
است! خلبان ھا چون نتوانستھ اند در بیابان آرمانی خود فرود آیند ، فرودگاه
پرزرق و برق را بھ بیابان تبدیل نموده اند! بھ ھر حال قانون جذب باید بھ شکلی
آرزوھای آنھا را بھ واقعیت تبدیل کند.
خوب سوالی کھ پیش می آید این است کھ پس ما در قبال فرزندان و عزیزانمان
چھ کاری می توانیم انجام دھیم. وقتی نمی توانیم کنترل ھواپیمای درونی آنھا را
در دست بگیریم و آنھا نھایتا ساز خود را خواھند زد و بھ مسیر دلخواه خود تغییر
جھت خواھند داد پس ما چگونھ می توانیم زیبایی و کرامت ھا و ارزش ھای
انسانی و خانوادگی خود را بھ آنھا منتقل کنیم و از ایشان انتظار پاس داشت
ارزش ھا را داشتھ باشیم؟
جواب این سوال ھم بسیار ساده است! بگذار آنھا خلبان باشند اما بھ آنھا یاد بده کھ
قانونی بھ نام جذب وجود دارد کھ با کمک آن می توانند ھواپیمای وجودشان را
ھرجایی کھ بخواھند فرود آورند و خلبانی توانمند بھ اسم خودشان در وجود آنھا
پنھان شده است کھ می تواند در سخت ترین شرایط و بحران ھا ، ھواپیمای
زندگی آنھا را در مسیر درست ھدایت کند.
وقتی من و شما در زندگی عادی و روزمره خود ، در ساعات خلوت و خودمانی
خانوادگی و لحظات دور ھم جمع شدن فامیلی و یا لحظات تنھایی باعزیزانمان،
روش برخورد خود با کائنات و راز درستی قانون جذب را بھ زبان ساده برای
آنھا بیان کنیم. برایشان تعریف کنیم کھ وقتی در زندگی دچار مشکلی می شویم و
یا بھ خاطر چرخیدن روزگار و مشاھده اوضاع این و آن ناگھان حس می کنیم کھ
چیزی کم داریم و داشتن آن را در دلمان آرزو می کنیم. بعد از آن بھ کمک قانون
جذب چکار می کنیم. باید برایشان بگوئیم کھ فکر خود را آرام می سازیم.در
درون خود سکوت می کنیم. نجواھای مزاحم درونی و گفتارھای درونی خودمان
را متوقف می کنیم.خواستھ خود را بھ صورت سنگی داخل سطح آرام شده و آرام
نگاه داشتھ شده دریاچھ ذھنمان می اندازیم و اجازه می دھیم کھ این سنگ آرزو
بھ اعماق دریاچھ فرو رود و موجی قوی را بسازد. بعد می نشینیم و بھ حرکت
این موج تا بی نھایت خیره می مانیم و باورمی کنیم کھ دیر یازود این موج با
کرانھ کائنات برخورد می کند و بھ صورت اجابت آرزو و یک واقعیت قابل لمس
در زندگی مان ظاھر می شود.
باید ھمھ ریزه کاری ھای قانون جذب را برای آن عزیزی کھ می خواھیم بھ راه
بیاید تعریف کنیم. باید بگوئیم کھ وقتی کسی بھ قانون جذب اعتماد می کند ، فارغ
از ھر چھ اطرافیان بگویند و بی اعتنا بھ تمام خنده ھا و ریشخندھا ، با امید و
اطمینان کامل چشم بھ راه اجابت و وقوع حتمی آرزوی خودش می نشیند. باید
بگوئیم کھ معتقدان بھ قانون جذب حتی از این ھم پا را فراتر می گذارند و می
گویند آرزو بھ محض بر دل راندن ھمان لحظھ اجابت می شود و آنھا فقط منتظر
کم شدن فاصلھ بین خود و آرزوی اجابت شده خودشان ھستند. یعنی طوری
زندگی می کنند کھ انگار بھ آرزوی خود رسیده اند و بھ ھر جا بنگرند کوه و در
ودشت نشان از قامت رعنای آرزوی خود می بینند.
باید برای عزیز خود بگوئیم کھ با اعتماد بھ قانون جذب ھر اتفاقی کھ در عالم می
افتد خیر و نیک و بھ صلاح و مصلحت ماست. حال این اتفاق می خواھد بد باشد
و یا خیر فرقی نمی کند. در ھر اتفاقی شخص باید بھ دنبال نشانھ ای مثبت از
تحقق حتمی آرزوی خود باشد.
خوب وقتی این روش نگاه کردن و این شیوه خلبانی را بھ عزیز خود یاد بدھیم.
گیریم کھ بعضی مواقع بھ خاطر ھمنشینی با دوستان ناباب او مسیر پروازی
نامناسبی برای خود اختیار کند. اما باز ھم در مواقع بحرانی و در شرایط سخت
زندگی کھ ھمھ دوستان و ھمراھان انسان را تنھا می گذارند، شخص می تواند با
|
فرزانه همتی[29] به دلیل علاقه زیاد به رشته برق و مغناطیس که چندان هم بی شباهت به مغناطیس روان و physiology نیست. |